فاطمه نورافاطمه نورا، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

روزی روزگاری فاطمه نورا ... Once upon a time

روزانه های نیمه دوم آذر ماه

گل نازم، فاطمه نورای مامان، امروز آخرین روزه پاییزه و آخرین روز شش ماهگیت   فردا وارد هفت ماهگی میشی قشنگترینم  امشبم شب یلداست و من کلی کار دارم ولی باید دو هفته آخر پاییز هم ثبت میکردم     حدود دو هفته پیش مراسم بزرگداشت شهدای دانشجو بود که برنامه امسال بنام دایی باقر مامان بود.. من و شما هم تواین مراسم که تودانشگاه آزاد برگزار شده بود شرکت کردیم.. و شما اولین بار بود که توهمچین فضایی حضور داشتی.. حیف که نشد ازت عکس بگیرم.. البته عکاسهای مراسم‌ازت عکس گرفتن چون کوچیکترین شرکت کننده بودی .. ولی فکر نمیکنم عکسهاشون به دستمون برسه.. بهرحال خیلی خانم بودی و تو اون همه سروصدا یه ساعتی هم خوابیدی  ...
30 آذر 1394

روزانه های هفته دوم آذرماه

سلام دختر گلم..  میخوام با یه عکس از امروز صبح شروع کنم.. مامانی عادت داری وقتی بیداری و دراز کشیده ای درجا میچرخی  که جدیدا سرعت چرخشت خیلی بیشترشده  الان تو این عکس اول سرت رو‌بالشت بوده بعد چند دقیقه این طرفی شدی      مامانی امروز برای چند ثانیه خودت نشستی      و چند دقیقه هم تو روروئکت نشستی      اینم چندتا عکس از بعد مهمونی پریشب،خونه مادربزرگ بابایی ...
12 آذر 1394

روزانه های هفته اول آذرماه

دختر نازم.. خیلی وقته منتظرم خلاصه عکسها و‌خاطراتت تموم بشه که بتونم روزانه هات شروع کنم.. ولی دیگه میترسم خیلی از خاطراتت عقب بمونم برای همین جای اون پستها رو خالی گذاشتم تا بعدا کاملشون کنم    عزیزکم.. الان که مینویسم شما ۵ ماه و ۸ روزه هستی و‌ داری دی وی دی بیبی نوح از مجموعه بیبی انیشتین میبینی و‌با حیوانات مختلف آشنا میشی            ما هرروز صبح‌ تو خونه English time داریم‌ یعنی دی وی دی های آموزشی انگلیسی میبینیم و با هم انگلیسی صحبت میکنیم    دیگه درمورد این روزات باید بگم چند روزه که خودت غلت میزنی و دمر میشی .. البته خیلی وقته که ...
9 آذر 1394

سفر کیش

سلام دختر قشنگم  بالاخره اومدم تا خاطره اولین سفر بالای ۱۲۰ کیلومترت برات بذارم  دخترکم ما امسال بخاطر حضور شما تو‌ دل مامانی شرایط مسافرت رفتن نداشتیم و وقتی شرایط فراهم شد که هوا سرد شده بود و هرجایی نمیشد رفت، این شد که جزیره کیش برای مسافرت انتخاب کردیم‌و بعد از چندروز تحقیق و‌بررسی   پرواز و‌ هتلمون انتخاب کردیم و صبح روز دوشنبه ۲۵ آبان سفر سه نفرمون آغاز کردیم‌...   ساعت ۶:۳۰ صبح‌از خونه راه افتادیم تا برای پرواز ۸:۴۵ ماهان فرودگاه باشیم...      حدود ۸:۱۵ رسیدیم فرودگاه و بابایی برات بیمه پرواز خرید و‌ رفتیم به طرف قسمت بازرسی.. شما تو&zwn...
9 آذر 1394

فاطمه نورا تا پنج ماهگی

فاطمه نورا تا پنج ماهگی     اولین بار که از سیت آغوشیت استفاده کردی..     پشت به تلویزیون گذاشتمت که مثلا نگاه نکنی      یه شب تا صبح هربار بیدار شدم این شکلی بودی      نخودفرنگی مامان        اینم دوتا عکس سلفی که خودت گرفتی         ...
9 آذر 1394

فاطمه نورا تا چهار ماهگی

فاطمه نورا تا چهار ماهگی   اولین بار که با دستای کوچولوت عروسکت و گرفتی (۳ماه و۳روزگیت): روزی که گوشواره گوشت کردی (سه ماه و‌ ۱۲ روزگیت): همایش شیرخوارگان حسینی:   ...
9 آذر 1394

فاطمه نورا تا دو ماهگی

  چهل روزگیت با هم رفتیم پیاده روی          سفر یک روزه به مشهد.. اینجا پروما         و.. واکسن دوماهگی.. بعد از چندساعت بیحالی و ناراحتی بیدار شدی و به مامانی لبخند زدی        ...
6 آذر 1394

فاطمه نورا تا یکماهگی

عکسهای دختر گلم تا یکماهگی...       و... تولد یکماهگی فاطمه نورا و ۲۷ سالگی مامانی .. که البته چندروز قبلش پدربزرگ بابایی فوت کردن و فقط با بابایی رفتیم پیتزا خوردیم و برنامه ای نداشتیم..       ...
6 آذر 1394

زردی و روزهای سخت :(

وقتی سه روزه بودی زردی گرفتی و ۴۸ ساعت تو دستگاه فتوتراپی بودی  با این که دستگاه اوردیم خونه ولی تو گرمای تابستون و‌ گرمای دستگاه خیلی اذیت شدیم    هر دو ساعت میاوردمت بیرون تا یکم استراحت کنی    ...
6 آذر 1394